۰۲۱۸۸۰۷۷۳۴۳

مرکز تماس
مقالات

۷ نقطه قوت اما سنتی در محیط کار که در دنیای مدرن امروز به عنوان نقطه ضعف به شمار می‌آید.

۷ نقطه قوت اما سنتی در محیط کار که در دنیای مدرن امروز به عنوان نقطه ضعف به شمار می‌آید.

 
نویسنده: پروفسور ادوارد دی هس (Edward.D Hess)
مترجم: یاسمن وزیری
 
امروزه در محیط‌های کار‌ی انعطاف و تمایل به یادگیری، ویژگی کلیدی برای پیشرفت در کار محسوب می‌شود. رهبران و مدیران، توجه داشته باشید.
 
همانطور که دنیا در اطرافمان در حال فروپاشی است ( با توجه به ویروس کرونا) و تکنولوژی خیلی بیشتر از همیشه تمامی وظایف بشر را انجام داده، اگر می‌خواهیم همچنان شاغل و موفق باشیم به مجموعه کاملی از مهارت‌ها نیاز داریم پس نیاز است خود را در مسیر بهتر تغییر دهیم. ما، رهبران، کارمندان‌ و همه.
دنیای جدیدی که وارد آن می‌شویم همه چیز را تغییر داده است. مهارت‌ها، طرز افکار و شیوه‌های موجود که زمانی ارزشمند و مورد جستجو قرار می‌گرفتند در واقع به یک تعهد تبدیل شده‌ است.
همه ما باید بتوانیم خود را با واقعیت دنیای امروز که در حال تغییر است، سازگار شویم و بطور مداوم یاد بگیریم، از یاد ببریم و دوباره بیاموزیم.
بر اسای نیاز ذاتی‌ ما و دفاع از آنچه که فکر می‌کنیم می‌دانیم، آسان نیست. باید به یک روش کاملاً جدید از زندگی و شیوه کار و به نوبه خود به یک روش کاملاً جدید هدایت شویم.
 
۷ مورد زیر مهارت‌‌ها و رفتار‌هایی است که شاید همین چند وقت پیش موقعیت خوبی در محیط کار برای شما رقم می‌زد اما دد حال حاضر ممکن است منجر به شکست سازمان شود:
 
۱. شیوه رهبری به‌صورت دستوری و تحت کنترل.
 
نباید از دیگران انتظار داشته باشید دستور‌های شما را بی‌ چون و چرا انجام دهند، شاید در کارخانه‌ها کار‌ها عملیتای شود اما در عصر دیجیتال باید افرادی را هدایت کنید که شغل آن‌ها به نوآوری، خلاقیت و تعامل عاطفی نیاز دارد. نمی‌توانید به مردم دستور یا آن‌ها رامجبور به انجام کار‌ی کنید. در عوض، باید شرایطی را مهیا کنید که آن‌ها با علاقه کارشان را انجام دهند.
 
۲. ایجاد انگیزه همراه با ترس.
 
در چندین دوره گذشته ( مثلاً دوران انقلاب صنعتی)، ایجاد انگیزه به همراه ترس، نتیجه داد اما هنگامی که به افراد احتیاج دارید تا به‌سادگی و بدون فوت وقت کار کنند، ترس محرک موثری نیست. وقتی ترس مشوق افراد باشد آن‌ها بهترین عملکرد خود را به کار نمی‌برند و قادر به یادگیری موثر نخواهند بود. شرکتی که به این سبک از رهبری اجازه می‌دهد، نمی‌تواند شایسته ایده‌پروری شود زیرا آن جا بهترین ایده بدون در نظر گرفتن رتبه و مقام  با همبستگی و قدرت، پیروز می‌شود.
 
۳. ادعای تسلط به همه‌ی دانش‌ها
 
قبل از اینترنت، هرچه بیشتر می‌دانستید، از ارزش بیشتری برخوردار بودید. در مدرسه، هرچه نمرات شما بالاتر و اشتباهات شما کمتر، “باهوش‌تر” بودید. این معنی قدیمی کلمه “با‌هوش” است و در واقع یک وظیفه است آن هم در دوره‌ای که بطور مداوم باید بیاموزیم.
درعوض، اکنون توانایی شما برای تفکر متفاوت از رایانه، در زمانی که دانش و داده زیادی وجود ندارد، ارزشیابی خواهد شد. شما باید در موارد ناشناخته و کشف مسائل، عالی باشید. رهبران و کارکنان نیز باید در ندانستن مهارت داشته باشند تا دانستن. این تواضع و فروتنی می‌طلبد و نشانه یک نفس بزرگ است.
 
۴. کار کردن به‌صورت طاقت فرسا و بی‌وقفه
 
در دورانی که علم و دانش به پیچیدگی امروز نبود، چنین رهبرانی با کار طاقت‌فرسا رشد کردند. نتایج مورد نیاز واضح بود و رهبران می‌توانستند (خود و دیگران) را تحت فشار قرار دهند تا به نتیجه برسند آن هم در یک اقتصاد جهانی مملو از عدم اطمینان و ابهام.
رهبران باید سرعت کاری را کاهش دهند و فرصت بیشتری برای تعامل بگذارند، این تنها راهی است که مردم می توانند برای یافتن راه حل با هم کار کنند. اگر این اتفاق بیفتد، رهبران  آرامش درونی می‌گیرند و کمکی به کارمندان می‌شود تا در همین سو قرار گیرند و کار کنند.
 
5. تمرکز بر تصمیمات سریع
 
در گذشته، وقتی قانون حرف رهبر بود، توانایی تصمیم گیری سریع و اجرای آن‌ها یک نقطه قوت بود اما امروز میسر نیست. بهترین رهبران افرادی هستند که قادر به کاهش زمان کار، افزایش تعامل با دیگران و با ذهن باز گوش دادن، هستند. آن‌ها می‌دانند انواع ایده‌ها و مکالمات سطح بالا زمان می‌برد تا آشکار شوند.
در دنیای امروز نوآوری و کاوش فرآیندی است که طی آن پاسخ‌ها حین یادگیری تغییر می‌کنند.
 
۶. طرز فکر “همه چیز برای برنده رقم‌ می‌خورد.”
 
زمانی که شرکت‌ها به سبک نظامی بودند، منطقی بود که برای خواسته رئیس رقابت کنیم. رهبران غالباً چنین رقابت داخلی را تشویق می‌کردند زیرا این امر افراد را به سمت رقابت در برابر یکدیگر سوق می‌داد اما در عصر دیجیتال کار با همکاری در ایده‌پروری رخ می‌دهد.
تیم‌های با عملکرد بالا از انفرادی یودن بهتر عمل می‌کنند. این بدان معنی است که رهبران باید محیط‌هایی ایجاد کنند تا تیم‌های حامی و قابل اعتمادی تشکیل شوند که در آن کارمندان انگیزه کار مشترک و کمک به یکدیگر را داشته باشند.
 
۷. یک ذهنیت “تمام تجارتی” داشتن
 
زمانی که کارمندان به عنوان ماشین انسان کار می‌کردند، احساسات غیر ضروری بودند. کارفرمایان انتظار داشتند که مردم انسانیت و احساسات خود را درب خانه بگذارند و وارد محیط کار شوند.
در عصر دیجیتال، انسانیت منحصر به فرد ما بستگی به توانایی‌های عاطفی و نحوه مدیریت کردن احساسات‌ خواهد بود. این دیگر “تمام تجارتی” نخواهد بود بلکه کاملاً بر اساس انتظار و توانایی عملکرد در بالاترین سطح تکنولوژی است.
تبدیل شدن به یک یادگیرنده بهتر آسان نیست، اما شدنی است. باید‌ مهارت‌ها و رفتار‌هایی که دیگر به کار ما نمی‌آیند را فراموش کرده و مکان‌هایی را ایجاد کنیم که افراد بتوانند در آن رشد و بهترین عملکرد خود را داشته
باشند و نتیجه ارزش تلاش خود را به دست آورند.

اشتراک گذاری
دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

با استفاده از روش های زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

رفتن به نوار ابزار